خرید بک لینک
داشتم ظرفها رو خشک می کردم تو طبقه می چیدم که یهو از تو نشمن صدا زد؛ بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟ گفتم:چی؟ -هدیه بابا،هدیه،بهترین هدیه ای که از من گرفتی چی بوده؟ یاد ده سال پیش افتادم وقتی دوتایی نصف شهر با پای پیاده گز کرده بودیم وحسابی خسته بودیم، به پیشنهاد من رفتیم آب هویج بخوریم. همین که اومدیم از پله های جلوی مغازه بریم بالا ایستاد و دستم رو کشید گفت صبرکن ببین،یک پیرمرد کتاباشو بانظم و وسواس خاصی روی چند تا کارتن کمی اونورتر چیده بود،دست منو کشید و برد اونجا یک کتاب شعر برداشت و اولین شعرشو برای من خوند، چشمای من برق میزد،حسابی ا

برچسب: نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:01

مشکل دیوانه، تنها

یک بغل آرامش است؛

از همین رو

پیرهن برعکس بر تن می کند...

برچسب: دیوانه,دیوانه از قفس پرید,دیوانه شو دیوانه شو,دیوانه به انگلیسی,دیوانه داماهی,دیوانه خانه,دیوانه منم,دیوونه خونه,دیوانه ها,دیوانه شدم, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 7:00

دلم می خواهد خودم را از تنم در بیاورم یشویم بچلانم و روی طناب حیاطمان پهن کنم فردا بیایم وببینم که مرا باد با خود برده است....

برچسب: vtjk oghtd,vtjk shfri fdli,vtjk n hrjwhnd,vtjk alhvi afh,vtjk l nd, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 6:59

میان تمام نداشتن ها دوستش دارم شانس دیدنش را هر روز ندارم ولی دوستش دارم وقتی دلم هوایش را می کند حق شنیدن صدایش را ندارم ولی دوستش دارم وقتهایی که روحم دردداردشانه هایش رابرای گریستن ندارم ولی دوستش دارم وقت دلتنگی هایم آغوشش را برای آرام شدن ندارم ولی دوستش دارم آری همه وجودمه ولی هیچ جای زندگیم ندارمش در میان نداشتن ها بازهم با تمام وجودم دوستش دارم

برچسب: دوستش دارم,دوستش دارم دوستم نداره,دوستش دارم چرا که میشناسمش,دوستش دارم اما نمیدونه,دوستش دارم چیکار کنم,دوستش دارم اما,دوستش دارم خدایا,دوستش دارم هنوز,دوستش دارم خیلی,دوستش دارم هنوزم, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 6:58

من دلسوزی مردم شهر را نمی خواهم سه دقیقه یکبار یادآوری کردن اینکه سیگار بد است را نمی خواهم من نمی فهمم بین این همه دلسوزی چرا آنکه باید، دلسوزی نمی کند؟! چرا هرکه را نمی خواهی ببینی چند روز یکبار می بینی ولی آنکه را که دیدن درباره اش دلیل قدم زدن های طولانی ات است را نمی بینی به که بگویم در فاصله چند متری من هستی ولی نه جرات دارم به دیدنت بیایم ونه حتی می شود اتفاقی ببینمت گفته بودم عاشق تهرانم با شلوغی و سردیش اما اگر قرار باشد اینقدر شلوغ و بزرگ باشد که تورا اتفاقی یکبار هم نبینم قسم می خورم تهرانم را ترک خواهم کرد...

برچسب: میروم از این شهر,میروم خسته و افسرده,میروم شاید فراموشت کنم,میروم اما نمیپرسم ز خویش,می روم,میروم تا,میروم به خاطر دلم,می روم اما,می روم اما بدان,مي روم خسته وافسرده وزار, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 6:57

کاش سالها یک گوشه فقط به عکس تو زل می زدم اما نمی گفتم "دوستت دارم!" این جمله گاهی می تواند موجب رفتن شود.... عشق گاهی تمام شادی ها را می بلعد.... راستش من از رفتن تو می ترسیدم! حاضر بودم یک عمر در حسرت بوسه باشم اما نمی گفتم عاشق لبخندت هستم.... گاهی باید" عشق" را پیش از تولد دفن کرد کاش هیچ گذشته ای با هم نداشتیم آن وقت می توانستم باز تو را ببینم و بی هیچ ترسی حالت را بپرسم چقدر پرسیدن حال ساده ات بعید شده حالا...

برچسب: دوست داشتم چاوشی,دوست داشتم به قدری که,دوست داشتم,دوست داشتم محسن,دوست داشتم اما,دوست داشتم ولی,دوست داشتم اما نفهمیدی,دوست داشتم نفهمیدی,دوست داشتم محسن چاوشي,دوستت داشتم با تمام وجودم, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 6:56

زیباترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکار کن وهراس مدار از آن که بگویند ترانه بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فرای ما اگر بر ماش منتی است؛ چرا که عشق، خود فرداست خود همیشه است... احمد شاملو

برچسب: بیهودگی,بیهودگی زندگی,بیهودگی دنیا,بیهودگی در جدول,بیهودگی معنی,بیهودگی چیست,بیهودگی در پزشکی,بیهودگی مشیری,بیهودگی در شعر,بیهودگی عشق, نویسنده: حامد کریمی‌پور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 6:55

صفحه بندی